بازداشت، بازجويي، فيلتركردن و بعد پيگيري اصل ماجرايي كه توسط يك رسانه منتشر شده هميشه هزينههايي براي طرفين ماجرا در بر داشته و تا زمانيكه رسانه همچنان به عنوان ابزار اطلاع رساني، چشم بيناي جامعه، ناظر بر عملكرد مديران و زبان گوياي مردم باشد اين هزينه برقرار خواهد بود.
شايد نگرش هاي اينگونه كه بدون در نظر گرفتن زواياي قضيه برخوردهايي اين چنين حاصل مي كند نتيجه عدم توجه به نكته مهمي به عنوان «سواد رسانهاي »در ميان شاكيان و بعضاً مجريان قانون است. سواد رسانه اي كه در حقيقت شناخت اصل ، انگيزه و فرايندهاي پشت پرده انتشار يك خبر و پيامدهاي آن را شامل مي شود قطعاً نحوه رفتار و تعامل با رسانه ها و صاحبان قلم را روشن مي سازد.
بگذريم.
داستان بازداشت ما و انتشار خبري مربوط به رحيم مشايي بدجور نقل محافل شد. شايد خيلي ها فكر نمي كردند واكنش ها به اين مساله تا اين حد زياد باشد. از يك طرف، شرمنده دوستان و بزرگواراني هستيم كه به هر طريق از پيگيري گرفته تا فعاليت رسانه اي و وبلاگ نويسي به نوعي وارد ميدان شدند اما طرف ديگر داستان و شاید حسن بزرگ و در حقيقت مهم قضيه درجه حساسيت رسانه ها نسبت به ارزش هايي بود كه همه خود را ملزم و مقيد به آن ها مي دانيم.
ائتلاف رسانهها دراين رويداد از روزنامه كيهان و خبرگزاری فارس گرفته تا سياست روز و از اعتماد و اعتماد ملي گرفته تا مردم سالاري وهمبستگي و ... با همه تفاوت نگاه هاي سياسي و بعضا عقیدتی بار ديگر همه را پاي يك محور جمع كرد: ارزش هاي انقلاب و شان رسانه.
شايد اين واكنش ها به نوعي برآيندي باشد كه در انتخابات شوراها هم حاصل آن را ديديم. انتخاب مردم پيامي فراتر از احزاب راست و چپ، اصولگرا و اصلاح طلب داشت پيامي كه نياز به زايش جبهه هايي جديد در عرصه سياست را فرياد مي زد.
اما سكوت
سكوت نسبي، طي روزهاي پس از بازگشت شائبه هاي زيادي بر انگيخت و تحليل ها و انتقادهايي را از جانب دوستان روانهمان كرد. مي گويند سكوت علامت رضايت است اما هر سكوتي چنين معنايي ندارد.
1-سكوت كرديم تا اثبات كنيم با رحيم مشايي و سيستم او هيچ خصومت شخصی نداريم
2-سكوت كرديم تا رحيم مشايي نيز همانند ما سخنانش را به افكارعمومي ارائه دهد و ديگران قضاوت كنند.
3-سكوت كردیم چون درگير پيامدهاي حاصل از بازداشت خود بوديم و بايد به ديد و بازديدها پاسخ مي گفتيم(-:
اين چند جمله براي دوستاني كه از سكوت ما انتقاد مي كردند.
اما سكوت نخواهيم كرد چون:
-به اصل فعاليت حرفه اي خود اعتقاد داريم. وظيفه ما اطلاع رساني بوده و هست و در همين راستا به رسالت حرفه اي خود عمل كرديم.
-ارزش هاي انقلاب ملاك و محور تفكر ما بوده و به وصيت امام راحل عمل نموديم كه فرمودند جوانان انقلاب، در دانش سراها، دانشگاهها و مدارس در قبال تخلف مديران سكوت نكنند و آنچه كه خلاف شرع و منافع ملي روي مي دهد تذكر دهند و اگر به رفع آن تلاش نكردند با آن برخورد كنند.
-سكوت نمي كنيم زيرا برخي در صدد برآمدند تا اصل موضوع را با كشيدن به انحراف و فضاسازيهاي حاشيهاي به بيراهه ببرند. تهمت زدند و دروغ گفتند و از همين رو درحال تهيه شكايت نامهاي عليه برخي هستيم!
اما بازداشت
آن هم درجاي خود مسائل جالبي داشت و البته خاطرههايي هم به جا گذاشت. حرف براي گفتن زياد دارم. چند روز كه ننوشتم تنبل شدم. مي خوام از بازداشت و لحظههاي آن بنويسم از جعفر
فس سو، مصطفي مخ تعطيل ، افغانيهاي خوش تيپ و ... و خيلي چيزهاي ديگر و البته مسائل مهم و جدي در رابطه با كار خبريمون ،