هياهوي بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر هم با معرفي برترينها فرونشست تا اهالي سينما و آنهائيكه تب فيلم ديدنشان سالي يكبار بالا مي گيرد با خيالي آسوده به برنامه ها و بيبرنامگيهاي خود برسند تا سال آينده و جشنواره اي ديگر وسرو صدايي تازه.![]()
جشنواره 25 كه با معرفي روز سوم و باران كوثري به عنوان بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش اول زن به كار خود پايان داد از حاشيه ساز ترين جشنوارههاي فجر بود. آنجا كه ابوالحسن طالبي براي فيلم خوب « دست هاي خالي » به نشانه اعتراض حاضر به ترك سالن كنفرانس نبود و مريلا زارعي با تمام حجم صداي خود در ميكروفون فرياد بي عدالتي مي كرد و يا آنجا كه مسعود ده نمكي مدعي بود حق خودش و بازيگرانش را خوردهاند ، در انتقاد از جشنواره هيچ كوتاهي نكرد. مازیار میری هم همه را متهم كرد و حتي گفت سينماگران از اين به بعد براي شركت نكردن در جشنواره رقابت خواهند كرد.او گفت نام فیلمش «من قاتل پسر شما هستم » بوده ولی به اجبار نام «پاداش سکوت » را برایش برگزیده اند!!!
انتقاد از جشنواره امسال زياد بود و جالب اینكه آناني منتقد نوع نگرش متوليان برگزاري جشنواره فيلم فجر بودند كه اكثراً فيلم هايي با مضامين دفاع مقدس ساخته بودند!!
پ ن 1 ) فيلم اس ام اسي:
فيلم اخراجي ها به كارگرداني مسعود ده نمكي چهره شناخته شده سياسي كه او را به غلط يا درست با نام انصار حزب الله مي شناسند درجشنواره امسال سرو صداي زيادي به پا كرد. فيلمي با ادبيات عاميانه و با ديالوگي برگرفته از جو كهاي اس ام سي و شوخي هاي آنچناني كه هم مي خنداند و مي تواند ارتباط خوبي بامخاطبان عام ايجاد كند وهم نگرانيهايي را از جهت باب شدن این نوع گفتمان در فيلم هاي گيشه ساز ايجاد كند. اين فيلم به اعتقاد من به دودلیل موفق به جذب نظر مخاطبان عام خواهد شد و قطعا گیشه ای پر بار خواهد داشت:
اول انتخاب مناسب بازیگران در نقش های کلیشه ای خود که مخاطب زمینه ذهنی خوبی از ان ها دارد مانند بازي اكبر عبدي و جواد هاشمي.
دوم ژانر كمدي جنگی آن همراه با الفاظ نسبتا رکیکی که شاید تا به حال کمتر با این حجم در فیلم ها وجود داشته باعث خندان مردم می شود.
این فیلم که ورژن جدید فیلم « لیلی با من است» را ارائه می کند به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار می کند که این نکته مهمی است . تکثر بازیگران سرشناس و شخصیت هایی که در جای خود خوب به کارگرفته شده اند نیز از موفقیت های فیلم است اين فيلم فقط براي ديدن در فضاي طنز جالب است و البته نكته مهم آن پرداختن به رياكاري و زهد فروشي برخي است كه چهرههاي آنها را در اين ساليان كم نديده ايم.
مسعود ده نمكي در گفت و گويي با بولتن خبري جشنوراه جمله مهمي را عنوان كرده بود :«افكارم عوض نشده، ابزارم عوض شده است. »
پ.ن 2) سنتوري: خيلي ها از فيلم مهرجويي خيلي انتظار داشتند. اما به اعتقاد من اين فيلم با همه سروصدايي كه به پا كرد يك فيلم كاملا معمولي است فقط موسيقي اين فيلم كه برخي جاها با حركات نسبتاً موزون خانم فراهاني و البته نواي ايشان همراه مي شود جلب توجه مي كند و از اين حيث خيلي ها كه در سالن نشستهاند يك جورايي شون مي شود.این فیلم جدای موسیقی و بازی خوب بهرام رادان حرف زیادی برای گفتن نداشت.
پ.ن 3):فيلم بچههاي ابدي، دست هاي خالي، پابرهنه در بهشت و خون بازی به اعتقاد من موفق تر از ساير فيلم ها بودند. (البته منو چه به نظر دادن!!)_ فراموش کردم بگم که روز سوم رو ندیدم.
از هر آنچه كه در بالا گفته شد بگذريم جشنواره امسال چند ويژگي منحصربه فرد داشت كه براي وزارت ارشاد جناب آقاي صفار هرندي وزير محترم دولت اصولگراي مهروز عدالت گستر جالب توجه است.
الف) ترويج فرهنگ مشروب خوري: شايد براي نخستين بار بود كه در تعداد زيادي از فيلم ها مشروب خوردن و حالي بردن از فضاي مستی بصورت گسترده نشان داده مي شد. به شكلي كه خود ما هم به هوس مي افتاديم بعد از فيلم يك ليوان بزرگ آب خنك را با مدلي كه دوستان سر مي كشيدند نوش كنيم..!!!
ب)سيگار جزء لاينفك همه فيلمها: شايد در كمتر فيلمي می شد دید كه سيگار كشيدن يكي از اعمال غالب بازيگران آن نباشد. ترويج فرهنگ سيگار كشيدن به شكل زنندهاي در فيلم ها هويدا بود كه صداي خيلي ها را هم در آورد.
ج)نهادینه شدن رابطه دختران و پسران: شايد براي نخستين بار در سال هاي بعد از انقلاب است كه اينگونه آزادانه در فيلمها به رابطه دختر و پسر و لفظ دوست دختر و دوست پسر پرداخته مي شد. اين رابطه خيلي خوب در فيلم هاي امسال آموزش داده شد!!! مثلا اینکه اولین هدیه ای که بوی فرند یا گرل فریندتون می دید ادکلن نبشه چون سردی میاره و از این چیزا. اگر هم یه دختر به یه پسر اعتماد کنه و تو همون جلسه اول بره خونشون هیچ اتفاقی نمی افته.
د)شايد تعداد فيلم هاي دفاع مقدس درجشنواره امسال حتي از سال هاي دهه 60 هم بيشتر بود.
و)برخي دركمال گرايي و ارزش گرايي فيلم هاي آنچنان بدي ساخته بودند كه جز تمسخر حاضران پيامد ديگري به همراه نداشت.
و آخر اینکه فیلم های امسال یا به سمت گیشه حرکت کرده بودند که خوب بی ربط با فضای پوپولیسم خواهی جامعه نیست .خوب وقتی می شه با این ابزار در سیاست موفق بود چرا در سینما موفق نشیم!!!!خلاصه همه چیزه ما باید با همه چیزش جور باشه!!!
اگر جشنواره امسال 8 سال پیش برگزار می شد مهاجرانی الان وسط انقلاب سنگسار می شد.!!!
1-جشنواره فيلم فجر آغاز شد. گر چه بازار خبري اين جشنواره تب و تاب دورههاي پيشين رو نداره اما چند نكته مهم را دراين باره بايد گفت: فيلم سنتوري كه به دلايلي از جمله نوع موسيقي و داستانش تا به الان درجدول اكران فيلم ها نيست تقريبا چالش برانگيز ترين موضوع جشنواره شده است. اگر چه گفته مي شه نيمي از اين حاشيه سازي ها تلاش توليد كنندگان فيلم براي ايجاد حاشيه و بازار مناسب است. يكي از دوستان فعال سينمايي مي گفت با كمي تغيير سنتوري روزهاي پاياني به روي پرده مي رود.
2_خون بازي را بالاخره ديدم. اين فيلم كه درجشنواره شهر نيز چند جايزه برده بود ديروز تمامي حاضرين را روي صندلي ميخكوب كرد. شايد كسي ازديدن اين فيلم شايد نشود حتي لذت هم نبرد اما بازي قوي باران كوثري كه ثابت كرد كانديداي نخست نقش اول جشنواره 25 است و همچنين كارگردانی موفق رخشان بني اعتماد باعث شده تا موضوع داستان حسابي روي مخ آدم راه بره. در كل فيلم قابل توجهيه كه حتما جايزه خواهد برد.
فيلم ديگری هم که تابه حال برام جالب بوده قفل ساز ساخته غلامرضا رمضاني با مضموني اجتماعي است. اگر چه این فیلم ساختار خيلي قوي نداره اما بازي يك دختر بچه 6 يا 7 ساله لر حسابي آدمو علاقمند به تماشاي فيلم مي كنه.
فيلم سنگ كاغذ قيچي سعيد سهيلي هم با آنكه خيلي شباهت به آژانس شيشهاي دارد و در حقيقت تقليدي كاملا واضح از کارهای حاتمی کیا است داراي دو بخش كاملا متفاوت بود.
يك بخش داراي جنگولك بازي هاي اكشن با ديالوگي عامه پسند و يك بخش كاملا سنگين ؛ مضامين سياسي احساسي كه همراه ميشه با گفتمان جانبازان فراموش شده انقلاب و گلايه آنها از وضع روزگار و کنایه هایی که به دوران امروز انقلاب می زنن.
اين فيلم با تمام جذابيت هاي بازي امين حيايي مي توانست با يك نگاه دقيق تر يا يه فيلمي اكشن و جوان پسند و يا به يك فيلم داراي معاوني بلند دفاع مقدس تبديل شه كه هيچ كدوم از آنها محقق نشد. به قول برادر ميثم اگر اين سوژه دست حاتمي كيا مي افتاد حسابي سرو صدا ميكرد.
3- مشايي درگفت و گويي با فارس اعلام كرده در طول 4 سال به اندازه 16 سال صنعت گردشگري رشد خواهد كرد. در تمام اين گفت و گو تنها برنامهاي كه مشايي اعلام و بر روي اون تاكيد كرده افزايش تعداد تخت هاي كشور از عدد 151 هزار تخت به 221 هزار تخت است واين يعني رشد صنعت گردشگري !!! در حقيقت جهانگردان چون دراينجا تخت خواب كم بود به ايران نيامدند!
ايشان رقمي هم كه براي ساخت اين تخت ها درنظر گرفته به اندازه احداث مسافرخانه هاي درجه دهم جنوب شهرهم نيست. پس خوشحال باشيد چون از پايان دوره دولت مي توانيد جهانگردان اروپايي و آمريكايي را روي تخت خوابهاي اطراف ميدان آزادي، پارك لاله، پارك دانشجو و چمنهاي وسط ميدان اما حسين ببينيد و با آنها درخصوص توريسم به گفت وگوبنشينيد. دوستان كاسب! هم مي توانند با رعايت شئونات جيب بري در آمد ارزی غير نفتي كشور را به شکل فزاینده ای افزايش دهند!! دیدید کاری نداره حالا هی بگید دولت کار کارشناسی بلد نیست یا مشایی مدیریت نمی دونه.
3-داستان فوتبال هم هر روز جالب تر مي شه. در آخرين اقدام تيم مهندس صفايي فراهاني ضد ارزش مشاركتي رد صلاحيت شده در انتخابات اتاق بازرگاني و....!! دردل دولت اصولگرا ، آقاي مصطفوي غیر ارزشی را که فقط به خاطر فحاشی به خاتمی راه به مسند دبیری فدراسیون فوتبال اصولگرایان پیدا کرده را عزل و يك فرد نسبتاً ارزشي يعني محمد نبي را جايگزين او كرد. اين هم از پارادوكس هاي ورزش و ارزش در ايران!!
4-ديروز توي سينما درد دل عزيزي رو شنيدم كه برام اين جمله دوستان اثبات شد: تو اين زمونه هر كسي بهتر كار كنه و درحقيقت بيشتر به فكر خدمت باشه بيشتر اذيت مي شه و کمتر قدرشو می دونن.
بله اين دوست كه دريك ارگان تقريبا غير هم سنخ با رسانه ها چنان ارتباطي ميان مديران و رسانه ها ايجاد كرده بود كه كمتر كسي مي انديشيد روزي چنين پيوندي ميان ... وخبرنگاران ايجاد شود و شايد همين رابطه در خيلي از بحران ها و مسائل اجتماعي باعث ايجاد جو با ثبات واثرگذار شد. اما به رغم تمام اين تلاش ها نه تنها او را عوض كردند و هيچ معارفه اي هم برايش نگذاشتند كه طفلي دل پري از بي اخلاقي ها، بد اخلاقي ها و بي تقوايي ها داشت.صحبت از مسائل پشت پرده و پرونده سازي هايي مي كرد كه برخي بخاطر مسائل شخصی حاضر هستند آخرت خود را بفروشند، آبروي يك مسلمان را ببرند تا براي مدير موفق رقيب خود يك مراسم توديع آبرومندانه نگيرند. خوب اينهم از مهرورزي است . شايد!!!
۱) تبلیغات:داستان تبلیغات هیات های مذهبی امسال خیلی جالب تر از هر سال بود.ظاهرا در تکاپوی مدرنیزه شدن هیات ها که با آموزش دستگاه های موسقی به مداحان و سیستم های صوتی و دی وی دی و غیره شروع شده دیگه از نمادهای سنتی مثل علامت پرچم که هر هیاتی با نصب پرچم های سه گوش قدیمی در خیابان های مختلف راه رسیدن به حسینیه را به علاقمندان نشان می داد و یا از پارچه نوشته های دستی خبری نیست. امسال علاوه بر وبلاگ ها و سایت هایی که به تبلیغ برنامه های هیات های محرم می پرداختند و آگهی های جالب روزنامه ای و تیزر های تلویزیونی بنر های رنگی و عظیم الجثه خیابانی به شدت تو چشم می زد. خصوصا بنرهای تبلیغاتی عبدارضا هلالی با همه حاشیه های خبری که دورو برش ایجاد شد آدم و یاد تبلیغات انتخاتباتی می انداخت .انگار یه گروهی می خواد هویت هلالی رو با تبلیغات گسترده دوباره برگردونه البته من که هرچی دیدم جز بار منفی چیز دیگه ای نداشت.
۲)ما بازهم مثل ایام تجرد با برخی دوستای قدیمی محرمو سپری کردیم.شب تاسوعا که با سید صادق حسینی و البته یار قدیمی عزاداری های محرم یعنی هوشمند عبدالهی علاوه بر اینکه پای منبر شیخ حسین انصاریان و منزل حاج اقای علوی و یکی دو هیات دیگه رفتیم برای یک استراحت یکی دو ساعته و تجدید قوا برای روز تاسوعا عازم منزل شدیم. ساعت حدودای ۴ صبح بود بعد اونکه آهسته و پاورچین خودمونو به در آپارتمان منزل رسوندیم تا مبادا با صدای پای ما و بازو بسته شدن درهای ورودی همسایه ها بیدار شوند متوجه شدم کلید از پشت توی در جا مونده و به این راحتی ها نمیشه وارد خونه شد.
بله با آقا صادق مشغول مهندسی شدیم و هرچی زور داشتیم زدیم تا در بازشه از حول دادن گرفته تا بازکردن لولاها و....
ولی در بازنشد که نشد اما به جاش همسایه ها خوب زابرا شدن.به پیشنهاد صادق ۱۱۸ رو گرفتیم تا شاید تو این تهرون به این بزرگی شماره یک کلید ساز ۲۴ ساعته پیدا بشه!!که نشد یعنی در تماس اول یه تلفن دادن که کسی برنمی داشت و در تماس های بعدهم گفتند که اصلا چنین موردی رو ثبت شده نداریم.
تنها دوراه داشتیم یا خراب شیم خونه دوستان تا روز چهارشنبه یا زنگ بزنیم آتش نشانی. خوب دومیش بهتر بود چون کلی اسباب خنده مونو فراهم می کرد.بله زنگ زدیم آتش نشانی و موضوع رو گفتیم اونها اول سوال پیچ کردن که کسی تو خونه حبس شده؟ بچه روگازه ؟و از این چیزا تا مجاب شدن مامور بفرستند ماهم تایم گرفتیم تا سرعت دوستان آتش نشا نو امتحان کنیم بعد نیم ساعت الافی و تماس های مکرر جمال یه ماشین چراغ گردون دار از دور نمایان شد.آتش نشانی ؟ نه خیر پلیس ۱۱۰.دوستان آتش نشان به ۱۱۰خبر داده بودند او نها اومده بودن ببینن ما دزدیم یانه؟! باید ثابت می کردیم اینجا منزل ما است. اگرچه این هماهنگیا خوبه اما اینکه کدوم دزدی ساعت ۴ صبح زنگ می زنه اتش نشانی تا درو براش باز کنند ما که نفهمیدم.خلاصه با تایید اونها آتش نشانان دوست داشتنی بعد از نیمساعت دیگه اومدن و در و بروی ما گشودند. البته بگذریم که تا ساعت ۷ صبح چند دقیقه یکبار زنگ می زدن تا مطمئن شن بالاخره ما دزد بودیم یا نه .
نتیجه اخلاقی تو موقعیت های مشابه خراب شدن منزل دوستان کم دردسر تره.
۳)برو بچ ایرانیوز شب عاشورا میهمان هیات ما بودند. بگذریم که دوستان تنهایی تو هیات نشسته بودن و من به اتفاق صادق و هوشمند و ایالات وابستشون و تنی چند از دوستان دیگر قریب به ۱۰ نفر رفته بودیم خانه هنرمندان تا صحبت های خاتمی رو بعد از بازگشت از داووس بشنویم. ولی خوب ساعت ۱۲شب به هم ملحق شدیم و رفتیم برا زیارت حضرت عبدالعظیم و بعد هم هیات کربلایی ها تو دولت آباد. اول که رسیدیم دولت آباد او نها از ما جا خورده بودن که نزدیک به ۲۵ نفر ۳۰ نفر چرا باهم راه افتادن و اومدن اینجا ولی بعدش بجه های ما که عزاداری اونارو دیدن جا خوردن و یکی یکی جیم زدن . یکی از ایرانیوزی ها می گفت اینا با خودشون این کارو می کنن معلومه با ما چی کار خواهند کرد !!پس بهتره زودتر جیم شیم.
خيلي ها راي آوردن محمود احمدي نژاد در انتخابات نهم را جداي مسائل ساختاري انتخابات مرهون گفتمان او و روش سخنوريش مي دانند یعنی کلام عوامانه و توجيح گرانه او و به همين دليل شيوه جذب آرايش را پوپوليستي مي شمارند . البته حسين الله كرم در گفت و گوي جديدش اين گفتمان را گفتمان پوپوليستي علوي ناميده است!
با اين حال حضور احمدي نژاد در برنامه گفت و گوي ويژه خبري جداي اهميت تحليلي و خبري اش نشان داد اين گفتمان ديگر جواب گوي افكارعمومي نيست. چرا كه دیگر زمان آن رسیده تا این شعارها در عمل سنجيده شود.
وي دراين برنامه مشكلات را ناشي از عملکرد گذشتگان، دروغ پردازي رسانه ها دانست و مشکلات اقتصادی طبیعی ایران دانست و حتي در پاسخ به اين سوال كه آيا با توجه به مشكلات موجود نگران اينده كشور نيستند گفت: نه چه نگراني اي؟
او حتي وضعيت اقتصادي كشور را در قياس با گذشته بسيار مطلوب دانست .چون به گفته رییس دولت نهم در آمد صادرات غير نفتي به شكل معجزه آسايي افزايش يافته، توليدات وضعت مطلوبي دارد ،نفت را با قيمت خوب مي فروشيم و گراني هم كه لابد فقط به دست عوامل مفسد است. اگرچه بگذریم که اگر هم اين قضايا درست باشد نقش نظارتي دولت چه خواهد شد؟
نكته ديگر اين گفت و گو تكه اندازي احمدي نژاد به مسئولان بود. مثلا در پاسخ به محسن رضايي كه حمله آمريكا را جدي دانسته بود گفت: برخي دوستان تحليل هايي مي كنند كه درست نيست. اگر كسي مي خواهد شهيد شود راهي هاي ديگري غير از جنگ هست.
او در بحث مسائل اقتصادی توكلي ، آيت الله شاهرودي و خوش چهره در مساله خصوصي سازي هاشمي رفسنجاني و در بحث گراني ها شهرداري را از گزند تکه کلام های خود در همايش اصل 44 كه توسط مجمع تشخيص برگزار شده بود گفت: دليل ندارد در هر برنامه اي شركت كنيم. يك سري از دوستان برنامه اي ترتيب داده بودند و ماهم نتوانستيم برويم. اگر چه مجري برنامه اشاره نكرد دراين جلسه دوستانی كه حضور داشتند روساي قواي قضاييه و مقننه، تشخيص مصلحت نظام و ساير مقامات بلند پايه كشوري بودند.
اين مطالب را كه مي شنيدم همه اش دست نوشته هاي فاطمه رجبي را مقابل چشمانم مي ديدم. دست نوشته هايي كه برخي سعي مي كنند آنرا جداي از تفكرات دولت نشان دهند.
نمي دانم چرا؟ اما از انتخابات نهم رياست جمهوري فضاي سياست كشور هر روز در حال تغيير و تحولات جوي است. يعني هر روز اتفاقهايي مي افتد كه نمي توان به سادگي از كنار آن ها گذشت توجه اصلاح طلبان به مشي اعتدال و كنار گذاشتن راديكالها، تلاش دو جناح براي رسيدن به تعاريف تازهاي از اصولگرايي و اصلاح طلبي با دامنه مخاطبين گسترده تر و تاكيد بر اينكه در جناح مخالف هم داراي همفكرهايي هستند(که به هر حال بايد در جايي همپوشاني داشته باشند ) و تغیير آرايش نيروهاي سياسي در جريان اصولگرايي مهمترين وقايع جريان شناسي احزاب است كه هر روز شكلي جديدتر به خود مي گيرد.
از يك سو كارگزاراني ها و به نوع نزديكان اعتماد ملي در تلاش براي ایجاد جريان جبهه اعتدال اسلامي يعني جبهه اي كه هاشمي رفسنجاني وعدهاش را داده بود هستند و تاكيد بر تدوين پيش نويس منشور اصلاح طلبي دارند واز سوي ديگر انفكاك جريان اصولگرا به شاخه هاي جديدي كه البته انتظار مي رود پيوندهاي تازهای در آينده نزديك داشته باشند حكايت از فعال شدن جريان ها براي انتخابات آتي مجلس هشتم دارد.
تشكيل فراكسيون اصولگرايان خلاق شايد نمودار ترين حركت قابل لمس مجموعه هاي ياد شده است. درحقيقت شكل گيري اين جريان نشان مي دهد نمايندگاني با مشخصات:
1-داراي روحيه اصولگرايي به معناي عدم وابستگي به جريان هاي سنتي
2-نگاه باز به مسائل فرهنگي و اجتماعي
3-داراي روحيه مستقل انتقادي
گردهم آمده اند و نه تنها در اصولگرايي خود نفي اصلاحات نمي كنند كه به اصولگرايي بر مبناي چهار اصل انقلاب، اسلام، رهبري و امام (ره) تاكيد دارند و معتقدان به اين چهار اصل را از اصولگرا گرفته تا اصلاح طلب اصولگرا مي شمارند. گر چه قضاوت درباره آن ها زود است اما به هر حال جريان هايي در مجلس همواره به دنبال موضع گيري در قبال سران راست سنتي قرار داشت ه اند كه هيچ گاه اعلام موضع رسمي نكرده بودند. با آنكه چندين بار زمزمه تغيير هيات رئيسه از جانب این گروه ها مطرح شد اما عدم اتصال اين جريان ها به يكديگر مانع نتيجه بخش شدن خواسته شان بود. موضع اين جريانات كه عمدتاً شخص باهنر و جريان راست سنتي مصلحت طلب را مخاطب قرار داده از سويي جدي ترين منتقدان دولت نیز به شمار می رود. منتقداني كه اولاً:
1-حامي دولت در زمان انتخابات بودهاند
2-در جريان تشكيل كابينه با دولت معامله نكردند
3-نمايندهاي را به كابينه نفرستادند
4-مستند ترين و اثرگذارترين انتقاد ها را داشته اند
آنها كه جريانات مجلس را دنبال مي كنند مي دانند كه قرار گرفتن افروغ،خوش چهره، ابوطالب، رودكي و حداقل 30 نماينده ديگر در كنار هم اگر چه قدرت ظاهري فراكسيون اصولگرايان را نخواهد داشت اما زمينه ساز جريان تازه اي خواهد بود كه هم دولت و هم مجلس روي آن حساب ويژهاي باز خواهند كرد. خصوصا در انتخابات آینده هیات رییسه باید شاهد اتفقات تازه ای باشیم.