تبليغاتX
چهار راه گفتمان
چهار راه گفتمان
نه سیاسی نه ورزشی نه اجتماعی اما هم سیاسی هم ورزشی هم اجتماعی!!!
پدیده استعفادادوندن و بی ربطی های دولت
رهبر هم به جمع مدیران از کار برکنار شده دولت پیوست.

پدیده جدید استعفادادوندن در مورد اون کارایی نداشت همانطور که در مورد دادکان نداشت و ناظمی اردکانی هم همینطور.

بله دکترای اقتصاد دولت نهم که گفته می شد با جدا شدن خوش چهره از جمع هواداران دولت مهمترین مغز متفکر دولت در زمینه اقتصاد بود از سازمان مدیریت برکنار شد تا یک مهندس عمران که نقطه افتخار آمیز کارنامه مدیریتش مدیریت در سپا سد و ساخت سد کرخه می باشد دستگاه برنامه ریزی کشور را مدیریت کند و با این کار عملا  یک گزینش  بی ربط  دیگر به حساب دولت اضافه شود.

اگرچه چندان فرقی هم نمی کنه چون عملا سازمان مدیریت خودش هم بی ربط شده . زیرا اول از همه برنامه ریزی و بودجه بندی به استانداری ها واگذار شد و بعد هم تخصیص بودجه در اختیار وزارت اقتصاد قرار گرفت تا عملا سازمان مدیریت بی کار و بی ربط باشه.

البته از من نشنیده بگیرید دوست مطلعی می گفت همه این ها برای اینکه بودجه دولت عملا داره جای دیگه بسته می شه و سازمان مدیریت هیچ کاره است. 

 برخی ها هم رهبر را بعد از کاظمی دومین اصلاح طلب دولت می شناختند. او بارها نسبت به تخصیص بودجه های عمرانی به استان ها در سفر های دولت اخطار داده بود و کمترین تغییرات را به رغم فشار های زیاد در زیر مجموعه خود ایجاد کرده بود و بد تر از همه اینکه با خاتمی هم دیدار کرده بود و ...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 14:52  توسط محمد رضا زمردیان  | 

فرق اینا با اونا!!!
جالبه این روزها همه از قانون حرف می زنن از اصولگرایی می گن. خوب کسی که به یه اصولی پایبنده حتما باید به قانون هم پایبند باشه مگر آنکه اون اصول حکم ویژه باشه برای تمرد از قانون . که البته از این احکام و نیروهای ویژه کم نداریم.

انتخابات شوراها نزدیکه و اخبارش داغ.

داغی این اخبار خصوصا حول دولت خیلی خیلی داغه.آقایون اصولگرای دولت نهم که به قول خودشون اومدن تا جلوه جدیدی از اصولگرایی رو نشون بدن نه به حرف رهبری گوش کردن که توی انتخابات وارد نشن و نه با سایر اصولگراها توافق کردن که بگیم با اونها هم کاسن و نه خودشون با خودشون ائتلاف کردن که بگیم یه جریان قدرتمند  معتقد به اصول خودشونن.

از یکطرف بذرپاش شده رییس ستاد از اون طرف رضا خواه اسم جالب ستاد حامیان امام اول و دوم انقلاب و برگزیده و می خواد از آب گل آلود شوراها رای میاندوره ای مجلس کسب کنه و از طرف دیگه هم داستان استعفای زریبافانه که تموم شدنی نیست.

این آقا نه حاضر شورا رو از دست بده نه دولتو از یه طرف دبیری دولت و دو دستی چسبیده و از اون طرف می خواد تو شوراها هم کاندیدا باشه ُاستعفا هم نمی ده. به حرف هیچ کسی هم اهمیت نمی ده خوب حق داره اون اینجوری دوست داره . مگه رییس جمهور دوست نداره مثلا ساعات کشور تغییر نکنه یا بانک ها دیر باز بشه حالا همه هی بگن این کار اشتباهه خوب آقاجون اینجوری دوست داره به کسی چه مربوطه؟

دیروز پای درد و دل یه مدیر بودم. راستشو بخواین بهش حسودیم شد. اون اگرچه به اقتدار و تند خویی معروفه اما چنان سعه صدر داشت که ۵ ساعت تموم پای حرف عده ای از مردم نشسته بود و دونه به دونه مشکلاتشونو از راه قانونی و البته حساب شده حل می کرد شعار هم نمی داد . ما که بریده بودیم از ساعت ۶ عصر نشستیم تا ۱۲ شب با همه خستگیش اما با عطش جواب مردم و می داد.تازه بعدش هم می خواست بره تو حوزه کاری خودش سرک بکشه. یه چند دقیقه ای باهم خارج از جلسه گپ زدیم.تازه دیدیم بنده خدا چه دل پری دراه از دو رنگی ها و بد اخلاقی ها.

از دولت می گفت که هنوز بودجشونو تخصیص نداده و به خاطر مسائل سیاسی اون پولو داده به جای دیگه که هم خط خودشونه. با خودم می گفتم این بنده خدا به اقتدار معروفه و سخت گیری اما اینطوری نشسته پای کار مردم صدایی هم از کسی در نمیاد که بگه بابا  این ادم یه دلی داره مثل دریا . اونوقت بعضی ها می خوان ژست مردمی بودن و مخلص بودن خودشونو تو بوق و کرنا  کنن اما حاضر نیستن به خاطر مردم دست از بازی سیاسی بردارن.

آخر مجلس دیشب هم جالب بود وقتی بهش گفتم خسته نباشید خدا قوت انصافا این سعه صدر مثال زدنیه اشک تو چشماش حلقه زد با همون دل پرش گفت: اگه پیراهنمو مچاله کنم ازش خون می چکه خون شهدایی که به گردنمون حق دارن .من ازشون خجالت می کشم. وقتی شب ها می خوام برم برا استراحت با خودم می گم خدایا ما هر کاری تونستیم کردیم مارو شرمنده اهل بیت و شهدا نکن.نمی دونم بعضی ها با این اخلاق سیاسیشون چطور می خوان جواب شهدایی رو بدن که سوار موج خونشون شدن و به اسم اونا خون مردم و تو شیشه می کنن.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 16:27  توسط محمد رضا زمردیان  | 

رییس جدید و تهدیدهای پنهانی(برا اوناییکه مخالف مطالب سیاسی بودن)

محمد رضا داورزنی با کسب 44 رای و در رقابتی یکسویه که هیچ رقیبی را در آن سوی میدان رقابت نمی دید رییس فدراسیون والیبال شد تا پس از سالیان سال به مدیریت یزدانی خرم  بر اریکه توپ و تور پایان دهد. به این که داورزنی که بوده و چه کرده نمی پردازیم چراکه می خواهیم به آینده امیدوارانه نگاه کنیم به همین جهت به مدیریت او در تربیت بدنی شهرستان ها ،مدیریت کل امور شهرستان های سازمان تربیت بدنی و حتی فدراسیون چوگان و باشگاه صنام نمی پردازیم.فقط می گوییم او فدراسیونی را تحویل گرفته که مدیریتش چندان هم آسان نیست.

از یکسو عناوین کسب شده در دوران یزدانی خرم توقعات را از والیبال بالا برده  و سوی دیگر دارایی های والیبال با آنچه تصور می رود تفاوت های اساسی دارد.

والیبال ایران جاهای خالی بسیاری برای کار دارد و اگر از چند جین بازیکن ساخته شده توسط فدرایسیون و مقام های کسب شده بگذریم چیز دیگری برای بیان کردن نداریم.

روش مندی اصولی برای گسترش تیم های پایه ، توجه به افزایش دانش مربیان و جداساختن چسبیده ها از این ورزش به همراه میدان دادن به تجربه پیشکسوتان و راه دادن به جوانان خلاق شاید نخستین فعالیت هایی است که والیبال ما بر ای نفس کشیدن به آن  نیاز دارد.

اگرچه در نخستین جلسه ای که با داور زنی پس از انتخابش به عنوان مدیر جدید والیبال کشور داشتیم چندان از برنامه ها و نگاهش خشنود نشدم اما امیدوارم با تغییر نگرشی جدی آینده این ورزش را از خطراتی که تهدیدش می کند بپرهیزد و فراموش نکند آنانکه امروز مجیزش را می گویند و بدی های یزدانی خرم را دیروز مجیز یزدانی می گفتند و عیب های دیگران!

(اینم برا اوناییکه می گفتند چقدر سیاسی می نویسی )

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 16:58  توسط محمد رضا زمردیان  | 

پرده برداری از یک خبر!!

هنگامی که نتایج نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد  و محمود احمدی نژاد رییس جمهور نامیده شد حکایت های مختلفی طرح شد.تحلیل ها و نظرات کارشناسی و شاید کار ناشناسی مختلفی ارائه شد . هر گروه و چهره ای به نوعی و بر مبنای میزان ضربه ای که از این انتخابات پذیرفته بود به ارائه نظر و دیدگاه پرداخت. برخی آن را حاصل عملکرد ضعیف رادیکال های اصلاح طلب و برخی دیگر نتیجه نا کارآمدی احزاب می دانستند. عده ای نیز پیش بینی می کردند چرخش چپ به راست و راست به چپ را و دیگران نگرانی احساس می کردند از بابت آراء پوپو لیستی مردم.

در آن زمان و حتی پیشتر برخی سخن می گفتند از حرکت های محفلی و دخمه ای. و حتی از حرکت های زیر زمینی بسته برنامه ریزی شده ای خبر می دادند برای طرح چهره مدیری مردمی.

نمی خواهم بگویم احمدی نژاد مردمی هست یا نه . اما انتشار خبری  در سایت رجا نیوز  یعنی سایت رسمی تخریب گر مخالفان دولت و تشویق گر حامیان او که نقش رسانه مادر را در جمع سایت های اینترنتی حامیان دولت بازی می کند ناخود آگاه ذهنم  را متوجه سخنان گروه آخرکرد. رجا از  حضور  احمدی نژاد در همايش سالانه كانون هاي نخبه در ورزشگاه قيانوري با عنوان « احمدي نژاد در جمع سرسخت ترين يارانش» نامبرد و افزود: دانشجويان عضو كانون نخبه از سال ها پيش و قبل از شهردار شدن احمدي نژاد با وي مرتبط بودند. اعضاي اين كانون كه حدود 200 دانشجو و 500 دانش آموز را تحت پوشش دارد، از حاميان سرسخت احمدي نژاد بودند.

یاد صحبت های یک عکاس افتادم که بعد از انتخابات می گفت: یادم می آید آن روز که برای نخستین بار به شهرداری رفتم تا از احمدی نژاد عکس بگیرم مدیر هماهنگ کننده این برنامه گفت:برادر جوری عکس بگیر که آدم یاد شهید رجایی بیفته . دکتر خیلی شباهت شهید رجاییه!

http://www.rajanews.com/News/?2809

|+| نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 14:35  توسط محمد رضا زمردیان  | 

چهار نکته از سیاست ورزان راست و چپ در روزی که گذشت

 

 

1)یک نماینده  اصولگرای مجلس می گفت:« اگر بحث پرونده هسته ای و بحران بین المللی مربوط به آن نبود  رییس جمهور را استیضاح می کردیم.الان خیلی از نمایندگان اصولگرا از دولت ناراضی اند و آماده طرح عدم کفایت.»

 

امروز هم نماینده آبادان از طرح سوال 50 نماینده از رییس دولت نهم در خصوص مسائل اجرایی کشور همچون تغییر ساعات کار بانک ها و تعطیلات و... خبر داد و گفت :احمدی نژاد با حضور در مجلس باید پاسخگوی سوالات ما باشد.این در حالیست که تعداد استیضاحات و سوالات نمایندگان از  وزرای دولت  کم نبوده. وزرای  جهاد ، نفت ، کشور، آموزش و پرورش ، راه  و چند وزیر دیگر طی ماه های گذشته چندین بار خبر استیضاح خود را شنیده اند.استیضاحاتی که هیچگاه عملی نشد و همیشه در حد حرف و حدیث باقی ماند.البته نقش هیات رییسه را در این میان نباید نادیده گرفت.چون برخی معتقدند در مجلس 5 یا 6 نفر مواضع اصلی را اتخاذ می کنند و  سایرین طبعیت می نمایند!

 

دو وزیر دولت هم که از سوی مجلس رای اعتماد گرفته بودند (وزیر رفاه و تعاون) بدون ذکر هیچگونه دلیلی از سوی احمدی نژاد از کار برکنار شدند و همان نمایندگانی که به این وزرا رای اعتماد دادند نه توضیحی خواستند و نه عکس العملی نشان دادند.

 

هیات رییسه مجلس هم امروز (دوشنبه) تمام تلاش خود را به کار برد تا خواسته دولت مبنی بر خروج طرح انگشت نگاری آمریایی ها در ایران از دستور کار مجلس را عملی کند. همین امر باعث شد تا 30 دقیقه ای فضای مجلس متشنج شود که با آبستراکسیون جمعی از نمایندگان بررسی موضوع به هفته آینده موکول شد.این طرح به امضای 197 نماینده رسیده بود اما 4 عضو هیات رییسه خواهان عدم طرح این موضوع بودند.

 

 این چند جمله را  برای پان ها نوشتم که معتقدند مجلس هفتم سیاسی عمل نمی کند.

 

2)حجت الاسلام دکتر محمد مقدم امروز میهمان ایرانیوز بود. یک میزگرد خودمانی و کوچک.او که مدتی نسبتا طولانی را به دلیل بیماری قلبی از محافل سیاسی و  رسانه ای دور بوده از مسائل مختلفی سخن گفت. از جریان اصلاحات گرفته تا انتخابات شورا ها از جای خالی کروبی در مجمع روحانیون مبارز  تا انتشار نشریه این تشکل روحانی و وب سایت خبری آن.

 

این نشست خبری نکات جالبی داشت که به زودی در ایرانیوز منتشر می شود.اما یک نکته قابل توجه آن قداست و اهمیتی بود که این چهره روحانی _ دانشگاهی برای رسانه و اهمیت آن قائل بود.حجت الاسلام مقدم کشیده شدن پای فرزندان خود به عرصه رسانه را یکی از آرزوهای خود عنوان کرد.

 

3)مصطفی کواکبیان هم دیروز اینجا بود.دبیر کل حزب مردمسالاری که برخی از اعضای تشکلش وی را دیکتاتور می خوانند اما او هر گونه انتساب چنین صفاتی را به کلی رد می کند. کواکبیان که معتقد است باید شرایط را برای ائتلاف اصلاح طلبان در شوراها فراهم شود به نکات جالبی اشاره کرد.او مهمترین انتقاد خود از ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را اینگونه بیان کرد: آنها که در دولت اصلاحات در قدرت بودند  و آن زمان ما سهمی از قدرت نداشتیم و حاصل تلاش شان به ظهور دولت احمدی نژاد ختم شد امروزهم  می خواهند برای همه تعیین تکلیف کنند. یکی نیست به آن ها بگوید شما که توانایی خود را در دولت اصلاحات نشان دادید لااقل این بار میدان را به دیگران بدهید.  

 

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 16:1  توسط محمد رضا زمردیان  | 

افاضات همسر آقای الهام این بار گریبان دکتر قالیباف و سردار طلایی را گرفت

رجبي:مشی قالیباف اصلاح طلبانه است!

نام خانم فاطمه رجبي براي همه كساني كه به عرصه رسانه و خصوصا سياست نگاهي مي اندازند اين روزها بيش از پيش آشناست. همسر غلامحسين الهام سخنگوي دولت نهم و البته سخنگوي سابق شوراي نگهبان. خانم رجبي كه مقاله نويس رسانه هاي تندرو راديكال راست(كه قاعدتا بايد تفاوتي ميان اين نگاه و اصولگرايي قاپل شد )از همفكران و حاميان دولت نهم و آيت الله مصباح يزدي است.

مقاله ها و دست نوشته هاي تند و تيز او در حمايت از محمود احمدي نژاد و تندروي در تعريف و تمجيد از دولت همفكرش چنان شتاب و هيجان دارد كه هيچ نگراني از بابت قداست بخشي به آن احساس نمي كند و صد البته در اين ثنا گويي هاي بي حد و اندازه كه حتي صداي موافقان نزديك دولت را هم در آورده توهين و افترا و تخريب مسوولين نظام جمهوري اسلامي جايي ثابت يافته و سلسله مقالات توهين بار وي هر هفته يكي از مسوولان نظام را نشانه مي گيرد. اين نوع نگارش كه ظاهرا در فضايي امن و چتر حمايتي ويزه اي كه براي اين نويسنده فراهم شده آسودگي خيال و قلم را به همراه آورده از رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام آغاز و با سيد محمد خاتمي ،عزت الله ضرغامي، آيت الله شاهرودي، حداد عادل و ... تداوم يافت و امروز در ادامه اين كاغذ نگاري ها شهردار تهران و سردار طلايي فرمانده سابق پليس تهران مورد عنايت قرار گرفته اند.
آخرين يادداشت خانم رجبي در زير مي آيد:(لازم به ذکر است این مطلب عینا برگرفته از سایت نوسازی است و حتی در اشکالات نگارشی آن نیز دست برده نشده است و از سوی دیگه مطالب داخل پرانتز جواب های خودمه)


نظاميان مستعفي

فاطمه رجبي

بسمه الله الرحمن الرحيم

حضور تعدادي از نظاميان در عرصه هاي سياسي ايران اسلامي ، از منظر ملت ، مطلوب نبوده و نيست . عدم اقبال ملي در انتخابات ، نسبت به افراد مذكور ، بيانگر نا مطلوبي اين امر مي باشد . بديهي است در نگاه هر ملتي نيروهاي مسلح ، جايگاه ارزشمندو والايي دارد . اين جايگاه از منظر ملتها هم مقدس است و هم محبوبيت و مقبوليت دارد .

( البته در اين نگاه فراموش شده است كه اكثر مسوولان حال و گذشته كشور در دوران دفاع مقدس و پس از آن داراي سمتي در نيروهاي مسلح از جمله سپاه و حتي كميته و بسيج و ... بوده اند و سوابق نظامي در كارنامه دارند و شايد به تعبير يكي از بزرگان نظام بايد لفظ مجاهد را در قبال رزمندگان اسلام به كار برد نه نظامي)


بي ترديد مي توان ادعا كرد نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي اعم از ارتش و سپاه و نيروي انتظامي ، محبوبترين و مقبول ترين قواي نظامي مي باشد . علاوه بر اينكه فرماندهي كل قوا توسط مقام عظماي ولايت ، آنان را از مشروعيت ويژه نيز بهره مند كرده است . با اين وجود عارضه سياسي شدن تعدادي از نظاميان در دهه اخير را ملت نپذيزفته و نسبت به آن واكنش منفي داشته است .نامزد شدن براي انتخابات توسط تعدادي از نظاميان ، شايد در جهان كم سابقه باشد . تكرار اين امر در حال حاضر براي ملت بصورت غير قابل قبولي در آمده است .
(؟!)
پرسش همراه با شگفتي ملت آن است كه چرا يك باره تعدادي از نظاميان هواي" سياسي شدن" يافته ،و با استعفا به همه افتخارات گذشته پشت پا مي زنند ؟(!) بالاتر آنكه بهاء اين سياسي شدن علاوه بر از دست دادن افتخارات گذشته ، با هزينه هاي گزاف مالي و سياسي در دايره سياست همراه است ، كه خود جاي تامل بسيار دارد !


بيان روشن تر فرموده امام خميني (س) نسبت به ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه آنها را " دو شكر الهي " ناميده اند . كدام افتخار بالاتر از اين معنا كه همه نيروهاي مسلح را هم در بر مي گيرد ؟ آيا اين كه فرد يا گروهي خود را از لشگريان الهي بداند ، و براي پاسداري از نظام الهي جمهور ي اسلامي خدمت نمايد ، شان و بالندگي ديني و دنيايي والايي نيست كه به "خروج از آن " و " ورود به ميدان قدرت سياسي " نيازي باشد ؟


خوشبختانه ارتشي هاي غيور ، اين امر را بخوبي در يافته ، و تاكنون "هواي سياسي " شدن را در سر نپرورانده اند . عموم سپاهيان عزيز و بزرگ مردان افتخار آفرين آن نيز معامله "خروج از لشگر الهي" را دنبال نكردند . اما چند مورد پيش آمده، تصوارات ناخوشايندي را در ذهن ملت ايجاد كرده ، كه "عدم استقبال مردم در انتخابات"نتيجه آن بوده است . ثمره كار آن بودكه "نظاميان مستعفي" از ديد مردم ،نه تنها"هويت گذشته و اصيل"خود را از دست داده اند ، بلكه در ميدان سياست هم پذيرفته نيستند !

(البته خانم رجبي خود را نماينده مردم ايران قلمداد كرده اند و الا همه به ياد مي آورند همانگونه كه منظور خانم رجبي انتخابات نهم رياست جمهوري است ميان نفر اول و نظامي مورد نظر نام برده اختلاف آرا به كمتر از 2 ميليون راي مي رسيد )


بديهي است نيروهاي مسلح، خوب مي دانند كه ارزشمند ي جايگاه خويش به ويژه تحت امر بودن ولايت فقيه با هيچ مساله ديگري قابل معامله نيست . از سوي ديگر كشمكش سياسي، در هفته جنگ بين هاشمي رفسنجاني و محسن رضايي ، كه منجر به انتشار نامه محرمانه حضرت امام (س) توسط دفتر رئيس مجمع شد ، نشان داد كه ميدان سياست را "سياست كاران حرفه اي "به گونه انحصاري براي خود رقم زده اند . آنگاه كه نظام اسلامي ، ملت و كشور و منافع و مصالح ملي براي حفظ و بقاي قدرت از سوي سياسي كاران به قربانگاه مي رود ، چگونه فرد يا گروهي اگر خارج از دايره صاحبان ثروت و قدرت باشد مي تواند تعامل و تحمل از سوي قدرت طلبان را انتظار داشته باشد ؟!

به سخن ديگر ميدان" قدرت " از عرصه "خدمت " نه تنها جداست ، بلكه با آن تقابل و تضاد دارد . پس براي كدام نظامي با خدمات و افتخارات بالنده ، حضور در چنين ميداني ارزشمند است ؟

( احتمالا همفكران خانم رجبي يا خود از اهالي قدرت و ثروتند و يا تعامل با جريان قدرت و ثروت را خوب بلدند كه سابقه نظامي خويش را فراموش و لباس سياست برتن كرده اند.)


نكته اصلي اين نوشته مربوط به خبر استعفاي جديد است . "طلايي " هم اسعفا داد و گفته مي شود او در آستانه باب" شوراي شهر" ايستاده است . آيا نمونه قاليباف در انتخابات نهم ، كافي نبود كه براي هميشه اين گونه نظاميان "هوس سياسي شدن" را از سر دور كنند ؟
واقعيت اين است كه استعفاي قاليباف و حضور پرشتاب او در انتخابات نهم با هزينه هاي گزاف مالي و معنوي ، از رويدادهاي بسيار ناميمون بود. گروهها و تشكل هايي كه او را حمايت كردند، تبليغات اقتصادي ،سياسي و محتوايي او ، چرخش كامل اصلاح طلبانه ،مسائلي نيست كه مورد فراموشي ملت واقع شود .

اضافه بايد كرد ماجراي " شهردار شدن" قاليباف را ، كه خود مسايل بسياري را در پي داشته است. قاليباف به عنوان يك نظامي مستعفي ، پس از ماجراهاي بسيار در انتخابات و پس از رويارويي با عدم استقبال مردم ،به شهرداري تهران چشم دوخت . اين امر براي مردم هم روشن بود و هم خنده آور . در واقع قاليباف و حاميانش " جاده ايجاد شده توسط احمدي نژاد "را مي خواهند بپيمايند . اما به نظر مي رسد سرعت ، قيمت ، ابزار و حاميانش را به "تركستان" خواهد رسانيد!

(اينكه دكتر قاليباف به شهرداري چشم دوخته بود نكته جالبي است چرا كه ايشان حتما فراموش كرده اند كه قاليباف حتي براي حضور در شهرداري داوطلب هم نشد و با دعوت اعضاي شورا در شوراي شهر تهران حضور يافت و البته در نوع نگرش و عملكرد شهرداري او هم نگاهي از جنس همفكران دولت ديده نمي شود چرا كه شهرداري تهران در زمان فعلي شور و شعار را از خدمتگزاري جدا كرده و پروژه هايي را كه قريب 10سال مسكوت مانده بود اجرايي كرده است)


حزب گرايي و گروه بندي ، باند بازي هزينه بردار ، تشكيل سايت هاي سياسي و دهها راهكار سياسي و اقتصادي براي كسب كرسي رياست جمهوري ، مسائلي نيست كه از ديد ملت بصير مخفي بماند .

(سياسيون مي دانند كه تشكيل هيچ حزب و گروهي از جانب آنان كه خانم رجبي مدعي اند تا به حال به رويت نرسيده اما ايشان حتما سايت هاي مختلف اينترنتي با بودجه ... كه كاركرد هاي ويژه اي برايشان تعريف شده و احزاب محفلي قدرت ساخته و جديدا دولت ساخته را كه در امر انتخابات و تبليغات و تخريبات فعال بودند و هستند فراموش نخواهند كرد)


مثلاٌ ملت شاهد آن است كه قاليباف نظامي مستعفي و شهردار فعلي تهران ، نه تنها جانشين دكتر احمدي نژاد شهردار خادم مردم تهران نشده ، بلكه او نمونه ديگري از "كرباسچي" است كه در كلام خودش {مدير شهر است نه زباله جمع كن !؟}.
بكارگيري مجدد مديران كرباسچي ، بمباران تبليغاتي راديو – تلويزيوني ، هزينه سنگين تابلوهاي خياباني ، حضور هاي فرهنگي – هنري !! و شايد در آينده مذهبي – روحاني قاليباف و تلاش براي ارئه ليست انتخاباتي در شوراي شهر سوم را تك تك مردم تهران و بلكه تمام مردم ايران ارزيابي دقيق مي كنند . همسو شدن يا "همدل و همدست شدن " برخي حاميان سابق قاليباف با "كارگزاران" و "مشاركت" و .... هم تابلو هاي ديگري است كه با اعتماد ملت تضاد كامل خواهد داشت .

(اگرچه برخي عمل به شعار فراجناحي بودن را بر نمي تابند و هركه با آنان نباشد را دشمن مي پندارند اما جاي سوال اينجاست كه با اين نگاه چگونه شعار شايسته سالاري سر مي دهند. از سوي ديگر مديريت كردن در تهران بزرگ و نگاه كلان داشتن به معضلات و مشكلاتش قطعا با زباله جمع كردن تفاوت دارد و اين نكته چه چيزي دارد كه خانم رجبي را برانگيخته كرده در جاي خود قال تامل است.البته زباله جمع كردن قطعا در دوران شهرداري جديد هم بهتر انجام مي شود)


و اينك"طلايي" نظامي ديگري است كه با خبر استعفايش مي خواهد به مردم شوك وارد كند . (البته ظاهرا اين شوك به خانم رجبي وارد شده و الا ديگران احساس شوك نمي كنند)و اين شوك يعني آراي ملت در شوراي شهر براي او به صندوق ريخته شدن !! در خلاصه ترين سخن بايد گفت ارزيابي مردم را صرفاٌ تبليغات و هزينه هاي مالي و سياسي حهت نمي دهد . عملكرد اين افراد به لحاظ ارزشي و مديريتي و به ويژه عرصه سياسي در نمره دهي ملت تاثير خواهد داشت .


بهتر است گروههاي و باندها و تشكل هايي كه در انتخابات نهم ، با رفتن به بيراهه ، وارد ميدان شدند، به هوش باشند. گذشته را تكرار نكنند ، و به فهم و ارزش گذاري هاي ملت ايمان بياورند. گذشته انتخابات نهم ، و ماجراهاي شهرداري چند ماه گذشته ، ارزش" امتحان مجدد" را ندارد . علاوه بر آنكه "مدعيان اصولگرايي " بايد خسارت گذشته را هم جبران كنند !
تجربه نشان داده است كه اين نظامي هاي مستعفي را ملت هر گز "رجل سياسي " نخواهد شناخت . يعني به عنوان" سياستمدار ارزش گرا " پذيرفته نخواهد شد .


(اينكه شوراي شهر مكاني غير سياسي است خانم رجبي حتما فراموش كرده اند و يا شايد از آنجا كه ايشان همه جا به همراه همفكرانشان به دنبال سياسي كاري مي گردند اين بار هم همه را به يك چشم ديده اند. البته رابطه ميان رجل سياسي و سياستمدار ارزش گرا را كه اولي لفظ صریح قانون اساسي است و دومي از واژه هاي مصطلح امروز احتمالا در يادداشت هاي بعدي توضيح خواهند داد.)
بنابراين :


- راه بزرگ مردان ارتش و سپاه و دلاوراني چون "فضلي ها و"كوثري ها " و "صدها سردار گمنام در سراسر ايران اسلامي " راهي پر افتخار است كه بايد از سوي هم قطارانشان دنبال گردد.
(كه البته اين سرداران بزرگوار هم در اين دوره از انتخابات حضور خواهند داشت)

- نمونه حضور قاليباف در انتخابات نهم و مسير فعلي شهرداري ، نشان داد كه ورود اين افراد به سياست براي ملت و ارزشهاي او زيانبار مي باشد.(كدام زيان ،فراموش شده است؟)


- ملت نمي پذيرد كه دفعتاً يك نظامي "دكتر" ، "مدير" ، "مدبر" ، "كارشناس" ، "فرهيخته " و … شده ، در مصدر كار با بكار گيري همه ابزاهاي براي رسيدن به قدرت تلاش كند .


- اگر روند فوق "تدريجي" هم باشد ، مردم با "عقل نيت " يا همان"خرد جمعي " مورد تكرار اين افراد پذيراي آن نيستند . چرا كه نمونه اي چون ضرغامي با مديريت بي سابقه و دور از هر كفايت بر صدا سيما شاهد عيني آن است .(مهندس ضرغامي هم طبق روال پاي ثابت نوشته هاي خانم رجبي است)


- ملت نمي تواند افاضات عقلاني قاليباف را كوچك بشمارد كه "شهردار " يعني "مدير شهر " ملت مي پندارند اگر در چند ماه شهرداري ، اين افراد نه تنها "خادمي و خدمتگزاري " احمدي نژادرا در شهرداري و رياست جمهوري دنبال نمي كنند ، بلكه "رياست" و "اربابي" و "صاحب اختياري " شهر و مردم را بدست آورده ، با بدست گرفتن "شوراي شهر " آن هم " با همدستي اصلاح طلبانه "چه روزگاري براي كشور و ملت ترسيم خواهد كرد ؟!

|+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 12:49  توسط محمد رضا زمردیان  | 

نگرانی از افزایش تولید مثل و موانعی از نوع جراحی های پلاستیک

فعالیت رسانه ای در  زمان دولت نهم هم در جای خود جالب توجه است. در این دوره برای انجام کار نیاز زیادی نیست که تفکر چندانی برای سوژه یابی  انجام بدی فقط کافیه به سری به اخبار دولت بزنی تا اونقدر سوژه پیدا کنی که تو انتخاب اون ها دچار تردید بشی.

 

اگر از بحث هسته ای و اخبار نیمه داغ انتخاباتی شورا ها عبور کنیم صحبت های رییس دولت ÷یرامون  افزایش تولید مثل در گشور،تعطیلات چهار روزه و میلیاردها تومان خسارات اقتصادی،برکناری وزیر تعاون که گفته می شد پاسخ دولت به عدم استیضاح وزیر جهاد توسط مجلس  بود   از جمله نکاتی است که توجه رسانه های مختلف را به خود جلب گرده بود.

 

جالبه یک روز سیاست های کشور کاهش رشد جمعیت بود و چگونگی تنظیم خانواده؛ و راه های جلوگیری  از بارداری و شعار معروف «فرزند کمتر زندگی بهتر » توی هر کوی و برزن  چشم را نوازش می داد. کتاب های تنظیم خانواده به دروس تحصیلی اضافه شد و ایران به خاطر توانایی در مهار رشد جمعیت مورد توجه سازمان های بین المللی قرار گرفت و حتی از دولت ایران تقدیر شد.اما امروز رییس دولت نهم سخنی را بر زبان می آورد که خلاف همه روش های پیشین است. شاید نگرانی بسیاری از منتقدان به این دلیل باشد که:1)جمعیت ایران امروز از مرز 100میلیون نفر در حال گذار است ،2)5 تا 8 میلیون بیکار داریم که هر ساله بر تعداد آنها افزوده می شود3)سیاسیت های دولت در امر تسهیل ازدواج و تهیه مسکن تقریبا نا کارآمد بوده و از همبن رو نگرانی از افزایش بزه ،جرم و فساد از دغدغه های جامعه شناسان است 4)تورم در حال حاضر 13 درصد است و تا سال آینده به 15 درصد افزایش خواهد یافت و جالب اینکه تا سال 89سه میلیون به نیروی بیکار کشور افزوده می شود5)نگرانی کارشناسان این است که معیار برتری کشور از سوی دولت به جای رفاه ، آسایش ، اقتصاد و تحصیلات و پویایی نیروی جوان تعداد آدم ها باشد اما به دوستان توصیه می کنم که زیاد نگران نباشید زیرا اولا اگر سری به کوچه پس کوچه های جنوب تهران بزنید و یا از حاشیه ها دیدار کنید می بینید کسی حتی اگر هم دوست داشته باشد جرات بچه  دار شدن به خود نمی دهد چون جز تف و لعنت برای خود نمی خرد پدری که شکم خود را نمی تواند سیر کند و زمینی برای کار ندارد نان خور زیادی به چه کارش میاد؟تازه پول دارو و زایمان که جای خود

دوما اینکه خانم های این دوره با خانم های 10 سال پیش تفاوت های اساسی کرده اند و  دیگر حاضر نیستند  ژست لاغری خود را با تبدیل شدن به ماشین جوجه کشی به هم بزنند چون کلاس نداره!تازه اگر مرد پولی هم داشته باشه با یه خرج عمل بینی و گونه و تتو ... چیزی برا زایمان و شیر خشک باقی نمی مونه

از همه این ها گذشته  تجربه دولت نهم نشان می ده رییس دولت حرف هایی می زنه که بعدا دوستان و مشاورانش به دلایلی دیگر و پس از گذشت مدت زمانی اندک با دادن طرح و لایحه جدید اقدام به تعدیل آن می کنند . حتی دور اندیشان دولت دیگر مانع انتشار سخنان  احمدی نژاد می شوندو تمام سعی خود را می کنند تا سخنان او اتو کشیده و تروتمیز منتشر شود. پس نگران نباشید افزایش تولید مثلی در کار نیست و قیمت ...م هم پایین نمیاد  !!.

|+| نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 17:14  توسط محمد رضا زمردیان  | 

همسایه ها یاری کنید دولت چهره سازی کند!!!!!!!!1
از نکات جالب ماه رمضان امسال و برنامه های ویژه سیما حضور دولتمردان و ارگان های دولتی در تولید و برنامه سازی بود.سازمان ورزش،وزارت تعاون و ... هریک به نوعی در ماه رمضان امسال با پرداخت بودجه های دولتی به برنامه سازی در سیما پرداختند و البته در توجیه هزینه کرد خود نام فرهنگی را هم به فعالیت هایشان اضافه کردند. بیچاره فرهنگ که همه جا توجیه گر مسائل مختلف است .

از کیفیت این برنامه ها که بگذریم بد  نیست به گوشه هایی از گفت و گوی جناب آقای دکتر!فقیه رییس سازمان بهزیستی در برنامه سازمان ساخته ایشان یعنی عبورشیشه ای اشاره کنیم. این برنامه که با دعوت از چهره ها و نشان دادن ویدئو هایی از کودکان بی سرپرست سازمان بهزیستی از یک سو قصد تبلیغ برای این سازمان ومدیر جوانش را داشت و از سوی دیگر با اشک گرفتن از چشم مهمانان (که گویی در برنامه های ماه رمضان به یک رسم تبدیل شده) قصد گرفتن کمک مالی از آنان را داشت در آخرین قسمت  دکتر! فقیه را دعوت کرده بود . در این برنامه که پاچه خواری های آقای مجری و ژست مدیریتی آقای دکتر به شدت توی ذوق می زد با اشاره آقای دکتر به هدف مهم برنامه بسیار قابل توجه بود!!! «فرهنگ سازی برای مردم در جهت کمک به همنوعان». نمی دانم  در این کشور که از کمیته امداد و سازمان بهزیستی گرفته تا صدا و سیما و ... که همه وظیفه فرهنگ سازی برای مردم و آشنا ساختن آن ها برای یافتن راه چگونه کمک کردن را دارند چه کسی باید فرهنگ خدمت کردن را به مدیران بیاموزد؟چه کسی باید آموزش دهد خدمت کردن در عمل معنا می شود نه در شعار و تبلیغ؟ اگر مردم فرهنگ کمک کردن نداشتند که دکان برنامه های این چنینی و سازمانهای مسوول آن تخته بود. این مردم نیاز به فرهنگ سازی برای کمک به محرومان دارد  یا سازمان هایی که بودجه های مردمی را جمع آوری می کنند نیاز به فرهنگ سازی برای هزینه کردن دارند؟ یا اینکه مردم باید این فرهنگ برایشان نهادینه شود تا هزینه کنند در راه رضای خدا و مدیرا تبلیغ کنند و چهره شوند در راه ...

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:2  توسط محمد رضا زمردیان  | 

 
business article